تبلیغات
سنگر بصیرت - به گمانم رفت توی اغما!
سنگر بصیرت
بصیرت خود را افزایش دهید

مرتبه
تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390
جاتون خالی، امروز صبح به عنوان یک ایرانی مسلمان نیت کردم، وضو گرفتم و رفتم به نزدیکترین حوزه رأی گیری. امروز به استثناء روزهای دیگه، پیاده رفتم تا ثواب بیشتری ببرم چرا که معتقدم هر قدمی در این راه، در نظر خداوند متعال محاسبه می شود. به حوزه که رسیدم صف تشکیل شده بود. زن و شوهر مسنی با ناراحتی مشغول بحث با یکدیگر بودند، پیرمرد به همسرش می گفت مگه نگفتم کارت ملی را هم باید بیاوری! دویدم میان بحثشان و گفتم: ناراحت نباشید! کارت ملی لازم نیست!خوشحال شدند و رفتند توی صف...
خلاصه برم سر اصل مطلب که نوبت ما شد، رفتیم اسم نامزدهای مورد نظر را نوشتیم و با بسم الله گفتن انداختیم توی صندوق رأی. جاتون خالی چنان سیلی زدم توی گوش استکبار که نفهمید از کجا خورد! دیگه صبر نکردم ببینم چه بلایی سرش اومد ولی به گمانم رفت توی اغما!
الحمدالله که ما هم در ناامیدی و شکست دشمنان خدا سهمی داشتیم.
یا علی
(مصطفی)



طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  سیاسی،  نوشته های من، 
برچسب ها: به گمانم رفت توی اغما، انتخابات مجلس نهم، شرکت در انتخابات، سنگر بصیرت،
ارسال توسط مصطفی
آرشیو مطالب
پیشنهاد من
بحرین مظلوم
کانال بصیرت